چرا امام على, در حمله به فاطمه هیچ واکنشى از خود نشان نداد ؟

چرا امام على, در حمله به فاطمه هیچ واکنشى از خود نشان نداد ؟ On: By: دکتر م.روشنگر Print Friendly, PDF & Email

بدون ورود به جزییات این داستان, یکی از دروغ های آخوندها در مورد این داستان سراسر احمقانه را برایتان افشا میکنم.
آخوندها در مورد اینکه چرا در حمله عمر به خانه علی, وی هیچ واکنشی از خود نشان نداد به مخاطبین خود چنین میگویند:
پاسخ آخوندها را از سایت ولى عصر برایتان مینویسم سپس دروغگوئى آخوندها را افشا میکنم.
اولا: امام على در قدم نخست از خود واکنش نشان داد؛ چنانچه آلوسى مفسر مشهور اهل سنت در این باره می‌نویسد: عمر با غلاف شمشیر به پهلوى مبارک فاطمه زد و با تازیانه به بازوى حضرت ضربه زد. فاطمه، صدا زد: « یا ابتاه » على ناگهان از جا برخاست وگریبان عمر را گرفت و بر زمین زد و بر بینى و گردنش کوبید.(تفسیر آلوسی : ج س ص ١٢۴)نقل این قضیه توسط آلوسى به هر نیتى که باشد، نشانگر این است که واکنش على در منابع معتبر شیعه در قرن اول و دوم شیعه وجود داشته است.
ثانیاً: برفرض این که واکنشى نشان نداده است، به همان دلیل بوده که پیامبر اسلام در مکه مکرمه، در قبال شکنجه صحابه و حتى قتل سمیه مادر عمار یاسر واکنش نشان نداد.
ثالثاً: وقتى یاران رسول خدا به خانه عثمان ریختند و متعرض همسر او شده و حتى دست او را با شمشیر قطع کردند عثمان هیچ واکنشی از خود نشان نداد.
این ادعاى آخوندها را بررسى کنیم ببینیم راست است یا دروغ.
ما به همان آدرس از کتاب آلوسى سر زدیم که ببینیم آلوسى که جزو علماى بزرگ اهل سنت است چه چیزى نوشته است. متن کامل کلام آلوسی را به صورت کامل می آوریم تا ثابت کنیم که چطور آخوند با سانسور و دروغگوئى مخاطبش را فریب میدهد.
آلوسی در تفسیر خود جلد دوم ص ١٢٠ در مورد ادعاى قتل فاطمه بدست عمر، از قول شیعیان یک نقل قول را نوشته است و نه اینکه عقیده خودش را بیان کند.
نص کامل کلام آلوسی: وهذه تدل على أن التقیه لم تکن واجبه على الإمام لأن هذا الفعل عند من بایع أبابکر رضی اللّه تعالى عنه فیه ما فیه. وفی کتاب أبان بن عیاش أن أبا بکر رضی اللّه تعالى عنه بعث إلى علی قنفذا حین بایعه الناس ولم یبایعه علی وقال : انطلق إلى علی وقل له أجب خلیفه رسول اللّه صلى اللّه تعالى علیه وسلم فانطلق فبلغه فقال له : ما أسرع ما کذبتم على رسول اللّه صلى اللّه تعالى علیه وسلم وارتددتم واللّه ما استخلف رسول اللّه صلى اللّه تعالى علیه وسلم غیری ، وفیه أیضا أنه لما یجب على غضب عمر وأضرم النار بباب علی وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمه وصاحت یا أبتاه ویا رسول اللّه فرفع عمر السیف وهو فی غمده فوجأ به جنبها المبارک ورفع السوط فضرب به ضرعها فاصحت یا أبتاه فأخذ علی بتلابیب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته ، وفیه أیضا أن عمر قال لعلی : بایع أبا بکر رضی اللّه تعالى عنه قال : إن لم أفعل ذلک؟ قال : إذا واللّه تعالى لأضربن عنقک قال : کذبت واللّه یا ابن صهاک لا تقدر على ذلک أنت ألام وأضعف من ذلک. فهذه الروایات تدل صریحا أن التقیه بمراحل عن ذلک الإمام إذ لا معنى لهذه المناقشه والمسابه مع وجوب التقیه ، وروى محمد بن سنان أن أمیر المؤمنین قال لعمر : یا مغرور إنی أراک فی الدنیا قتیلا بجراحه من عند أم معمر تحکم علیه جورا فیقتلک ویدخل بذلک الجنان على رغم منک.
خوب همانطور که در متن می خوانیم آلوسی می گوید در کتاب ابان بن عیاش چنین چیزی آمده است که عمر بر خانه علی حمله کرد و با شمشیر به بازوی فاطمه زد و علی نیز بر بینی و گردن عمر کوبید به عبارتی دیگر آلوسى می خواهد بگوید که اگر شماها می گویید امام از امامتش دست کشید بخاطر تقیه از حقش از فدک ازهمه چیز پس چطور این عقیده تان با این روایات جور در می آید که علی کاملا تقیه وترس را کنار گذاشته و به عمر حمله می کند؟؟
جالب تر از همه اینها اینکه ناقل این داستان شخصى است به نام ابان بن عیاش که خود همین شخص در نزد خود شیعیان شخصى دروغگو و فاسد العقیده محسوب میشود.
▪️رجال ابن داود مجلد دوم باب الهمزه – أبان بن أبی عیاش : بالیاء المثناه تحت و الشین المعجمه، فیروز ین [جخ، غض] ضعیف، قیل إنه وضع کتاب سلیم بن قیس.
ترجمه: می گوید ابان بن ابی عیاش ضعیف است و او همان کسی است که کتاب سلیم بن قیس را وضع کرده و به او نسبت داده است.
این حال و روز ابان ابن عیاش در تمام کتب رجال شیعه است و او متهم به تقلب در کتاب سلیم است همان کتابی که شیعه تمام افسانه شهادت فاطمه را از آن گرفته اند بنابراین وطبق اعتراف علمای رجال شیعه ابان بن عیاش ضعیف و متقلب است. در لیست زیر گفته تعدادى از علماى بزرگ شیعه در مورد دروغگو و متقلب بودن ابان ابن عیاش، ناقل افسانه قتل فاطمه را با لینک از سایت حوزه برایتان تهیه کرده ام.
در زیر آدرس تمامی منابع به همراه لینک آنلاین آنهارا خدمت شما قرار داده ام.
[١]- خلاصه الاقوال، العلامه الحلی، جلد: ١ صفحه: ١۶٢.

[٢]- تصحیح اعتقادات الإمامیه، الشیخ المفید، جلد: ١ صفحه: ١۴٩-١۵٠.

[٣]- کتاب الرجال، ابن داود الحلی، جلد: ١ صفحه: ٢۴٩.

[۴]- کتاب الرجال، ابن داود الحلی، جلد: ١ صفحه: ٢٢۶-٢٢۵.

[۵]- رجال الطوسی، الشیخ الطوسی، جلد: ١ صفحه: ١٢۶.

[۶]- معجم رجال الحدیث، السید أبوالقاسم الخوئی، جلد: ١، صفحه: ١٢٩.

اشتراک‌گذاری این:

Category: حدیث و روایات, شیعه, شیعه و امامت ←previousنمایش منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *